پرونده‌ی محمد بیجه بزرگ‌ترین پرونده‌ی جنایی هفتاد سال اخیر در ایران بوده است. در ادامه واقعیت‌هایی را در مورد این پرونده مرور می‌کنیم.

  • در این پرونده سه، چهار گروه بازجوی آگاهی عوض شدند، بسیاری دچار مشکل شدند، یکی از افسران این پرونده، کارش به جنون کشید و مدتی در بیمارستان بستری شد.
  • محمد بیجه وقتی دستگیر شد فقط ۲۲ سال سن داشت.
  • بیجه به تجاوز و قتل بیش از ۱۷ کودک و ۳ بزرگسال اعتراف کرد. خشونت علیه کودکان، قتل فجیع، سوزاندن، پودر کردن، امحای آثار جرم و … از جمله جنایات او بودند.
  • بیجه در کودکی و نوجوانی مورد تجاوز و آزار جنسی قرار گرفته بود.
  • به گفته‌ی صاحب کارش یکی از بهترین جوشکارهای منطقه بود ولی به دلیل حقوق بسیار پایین کارش را ادامه نداده بود.
  • محمد بیجه علاقه شديدي به درس خواندن داشت. او براي اين‌كه نمي‌توانست كتاب بخرد و مطالعه كند تكه‌هاي روزنامه‌ها را كه روي زمين پيدا مي‌كرد مي‌خواند و همين باعث شده بود ذهنش رشد كند و طوري حرف مي‌زد كه به نظر نمي‌رسيد او فردي بي‌سواد باشد.
  • بيجه در محيطي زندگي مي‌كرد كه مواد مخدر بيداد مي‌كند اما حتي سيگار هم نمي‌كشيد. او مي‌گفت هر وقت پولي به دست مي‌آوردم براي خودم شير مي‌خريدم چون مي‌دانستم براي سلامتي مفيد است هيچ وقت نوشابه نمي‌خوردم. سعي مي‌كردم ورزش كنم و سالم باشم.
  • بيجه جواني بود كه به شدت از اعتياد بدش مي آمد. او يك زن و مرد معتاد را نيز به همين دليل كشته بود. او مي‌گفت: آنها فقير و معتاد بودند و زندگي خوبي نداشتند.
  • چيزي كه بيجه را بسيار ناراحت مي‌كرد ناكامي‌هاي دوران كودكي‌اش بود. او مي‌گفت هرگز لباس نو نپوشيده است. به دستور رئيس دادسراي جنايي تهران هنگام محاكمه براي او يك دست لباس نو تهيه كردند و زماني كه بيجه آنها را پوشيد گفت كه اولين بار است در زندگي‌اش لباس نو مي‌پوشد.

محمد بیجه

مراجع:

حاشيه‌هاي تلخ پرونده بيجه

بیجه

از جنایت‌های بیجه تا تجاوزهای باند خرمالو