شادی انسان‌ها لزوما وابسته به داشتن روابط عاطفی نیست، ولی قطعاً داشتن روابط عاطفی نزدیک و سالم باعث افزایش احساس خوشبختی می‌شود. اگر حس می‌کنید به اندازه‌ای که باید در روابط خود حس خوشحال نیستید، اصلاح یکی از اشتباهات زیر می‌تواند به بهبود روابط شما کمک کند.

9 اشتباه رایج در روابط عاطفی

۱- خیال‌تان راحت باشد که طرف مقابل‌تان همیشه کنارتان خواهد ماند.

زمانی که روابط به بلوغ می‌رسند طبیعتاً بعضی از جنبه‌های رابطه، روزمره می‌شود. این روزمرگی خیلی اوقات برای زندگی سازنده هم هستند. ولی هر از گاهی باید زندگی خود را بدون شریک‌تان تجسم کنید و به یاد آورید که اگر با شما نباشد زندگی شما چگونه دگرگون خواهد شد. این کار باعث می‌شود ترغیب شوید بیشتر محبت، علاقه و توجه خود را به او ابراز کنید. متاسفانه ما براحتی نزدیک ترین افراد به خود را فراموش می‌کنیم و انتظار داریم که بی قید و شرط ما را همراهی کنند. در حالی‌که که اگر عزیزان‌مان محبت لازم را از ما دریافت نکنند ممکن است برای جبران این کمبود به دیگران متوسل شوند.

۲- بیش از حد نگران از دست دادن شریک زندگی‌تان باشید.

بی توجهی به طرف مقابل‌تان در رابطه کار اشتباهی است، ولی از طرفی نگرانی بیش از حد از اینکه آیا شریک‌تان واقعا به شما علاقه دارد یا نه نیز خیلی سازنده نیست. افرادی که بیش از حد نگرانند در روابط عاطفی خود برخوردی وابسته و محتاج دارند که باعث دور شدن شریک زندگیشان می‌شود. زمانی که شما و شریک‌تان میزان تعهد و علاقه خود را در رابطه مشخص کردید، لازم نیست مستمرا نگران باشید که آیا علاقه‌اش واقعی است یا نه. شما باید بتوانید از رفتار طرف مقابل خود بفهمید که آیا به شما علاقه دارد یا نه. این رفتار شامل فراموش نکردن تلفن زدن و پیام دادن، مودب بودن نسبت به شما و محبت کردن به شما و مهربان بودن با کسانی است که برای شما مهم هستند. دقت به این موارد یا علائم دیگری که مختص رابطه شما هستند می‌تواند بیانگر میزان محبت طرف مقابل شما باشد و نگرانی شما را کاهش دهند.

۳- اجازه دهید حریم‌های رابطه شما خدشه‌دار شوند

در هر رابطه‌ای از هر نوعی، اسراری وجود دارند. اگر به دیگران اجازه‌ی ورود به دنیای خصوصی‌تان را بدهید هر چند که به نظر بی‌خطر بیاید می‌تواند به حس اعتماد طرف مقابل‌تان در رابطه صدمه بزند. فرض کنید شما به دوستی بگویید که همسرتان با رییسش مشکل دارد و بطور تصادفی دوست شما و رییس او ملاقات کنند و دوست شما فراموش کند صحبت شما راز بوده و این حرف را به گوش او برساند. یا حتی یکی از اسرار شما توسط شما یا یکی از دوستان‌تان در فیسبوک به اشتراک گذاشته شود. قطعا مشخص می‌شود که شما منبع انتشار خبر بوده‌اید. حتی اگر شریک‌تان متوجه نشود نگرانی از افشای اسرارتان توسط دیگران و حس گناهکاری که دارید می‌تواند در طی زمان روابط عاطفی شما را تحت تاثیر قرار دهد.

۴-  از همسرتان بجای صحبت با خودش پیش بقیه شکایت کنید

همه‌ی ما می‌توانیم به چیزهایی که شریک زندگی‌مان را ایده‌آل‌تر می‌کنند فکر کنیم. ولی ممکن است شما به اشتباه، این ناراحتی‌ها را بجای شریک‌تان با هر کسی که گوش شنوا دارد مطرح کنید. علاوه بر فاش کردن رازهای رابطه‌تان (مورد شماره ۳) چنین تمایلاتی به نوبه خود می‌توانند مخرب باشند. قطعا وقتی در مورد مشکلات رفتاری طرف مقابل خود با او صحبت نکنید، هیچ نظری راجع به تغییرات رفتاری که از او انتظار دارید نخواهد داشت. علاوه بر آن تمرکز مداوم روی آنچه شما را آزار می‌دهد باعث می‌شود که نکات مثبت اخلاقی او در طی زمان کمتر به چشم شما بیاید. این ایده‌های منفی در مورد چیزهای کوچکی که شما را آزار می‌دهند در طی زمان قدرت می‌گیرند، و در مدتی کوتاه، حتی قادر به دیدن قابلی‌تهای ستودنی و دوست داشتی او نخواهید بود.

۵-  برخورد منفعل-تهاجمی داشته باشید

راه‌های زیادی برای داشتن برخورد منفعل-تهاجمی وجود دارد. از “مثلا فراموش کردن” کاری که دوست ندارید انجام دهید گرفته، تا موافقت با ایده‌ای که اصلا قصد انجام آن را ندارید و … این لیست تقریباً بی‌پایان است. ممکن است فکر کنید که “نه نگفتن” مستقیم به یک درخواست یا مخالفت نکردن با چیزی که طرف مقابل‌تان می‌گوید آسان‌تر است، ولی با ممانعت از اینکه شریک زندگی‌تان بفهمد نظر واقعی شما چیست، شما راه ارتباط را مسدود می‌کنید. البته شما از همه‌ی رفتارهای منفعل-تهاجمی خود آگاه نیستند. مثلا اگر فراموش می‌کنید کاری که شریک‌تان از شما درخواست کرده انجام دهید، مثل کوک کردن ساعت برای صبح روز بعد، ممکن است به این دلیل باشد که از صبح زود بیدار شدن بدتان می‌آید. یا بخاطر این باشد که از دلیل زود بیدار شدن همسرتان ناراحت هستید، که میتواند رفتن به فرودگاه برای یک سفر، یا دیدار فرزندانش در منزل همسر سابق باشد. اگر شما درگیر رفتاری می‌شوید که با خلق و خوی عادی شما (مثل منظم بودن) در تعارض است، حتما زمانی را صرف کنید تا به رفتار خود بیاندیشید و بفهمید چه چیزی آزارتان می‌دهد و آنرا صادقانه با شریک خود در ارتباط بگذارید.

۶-  مدام رابطه‌ی خود را مورد سوال قرار دهید

آیا شما به گوشه‌ای می‌نشینید و فکر می‌کنید که آیا همچنان هفته آینده، ماه آینده و سال آینده با شریک رابطه‌تان باقی خواهید ماند؟ آیا دائم نگران این هستید که با کار یا فکری اشتباه، بد شانسی را به رابطه‌تان راه دهید؟ آیا شما مشغله‌های شریک‌تان را به حساب عدم علاقه‌ی او به خودتان می‌گذارید؟ همانطور که قبلا اشاره شد، خوب است که تا حدی به همراه ماندن شریک‌تان ایمان داشته باشید. ولی اینکه شما دائما، به سرانجام رسیدن رابطه خود را مورد سوال قرار دهید باعث می‌شود که نسبت به تعهد داشتن درباره آینده راحت نباشید. اگر همیشه به فکر ” نقشه دوم” باشید شریک شما نیز ممکن است این را حس کند و شکست رابطه شما حتمی شود.

۷- به اندازه کافی شریک خود را جدی نگیرید

زمانی که راجع به افراد و جنبه‌های مهم زندگی‌تان صحبت می‌کنید، به همسر خود چه امتیازی می‌دهید؟ آیا فرزندان‌تان اول هستند؟ رفقای همکارتان و یا اصلا خود شغل‌تان چطور؟ شاید خیلی قابل درک و منطقی باشد که بسته به سن و نیازهایشان، به فرزندان اولویت بالاتری داده شود.همچنین نوع روابط عاطفی با شریک‌تان با نوع روابط با فرزندان و سایر اعضای خانواده مثل والدین و خواهر و برادر متفاوت باشد. در دنیای واقعی، لزومی ندارد که تصمیم بگیرید کدام مهم‌تر هستند. ولی با فکر کردن به این موضوع می‌توانید بفهمید که واقعا جایگاه طرف مقابل‌تان نسبت به اهداف کلی زندگی‌تان کجاست. اگر شکاف بزرگی بین او و فرزندان و کار و دوستان و سایرین وجود داشته باشد، خیلی محتمل است که او هم این عدم اهمیت نهادن از سوی شما را احساس کرده باشد. مجدداً، در یک گردهمایی دوستانه دقت کنید که آیا شریک تان را برای معاشرت با دیگران تنها می‌گذارید و یا فقط چند کلمه بین شما رد و بدل می‌شود؟ حتی اگر طرف مقابل‌تان به این حس بی‌محلی اعتراف نکند، این کمبود توجه را به عنوان طرد شدگی تجربه می‌کند و در طی زمان روی احساسش به شما اثر خواهد گذاشت.

۸- از شریک زندگی‌تان مایوس شوید

همه در طول زندگی خود با چالش‌هایی درگیر می‌شوند مانند از دست دادن کار یا مشکل سلامتی و یا حتی اعتیاد. در این زمان‌هاست که شریک شما نیاز به روحیه دادن و حمایت شما دارد ولی دقیقاً درهمین زمان‌ها هم هست که شما ممکن است خیلی احساس استرس کنید. بدون نیاز به سرپوش گذاشتن بر نگرانی‌های‌تان و وانمود کردن به خوش‌بینی بیش از حد، بیش از هر زمانی مهم است که به شریک‌تان نشان دهید می‌تواند این دوران سخت را پشت سر بگذارد. اعتماد و پشتیبانی شما نه تنها به کاهش رنج او کمک خواهد کرد، بلکه ممکن است همه‌ی آن چیزی باشد که او برای جزم کردن عزمش لازم داشته باشد تا بر این چالش غلبه کند.

۹- احساس ناامیدی داشتن

سوای چالش‌های شخصی که شریک‌تان ممکن است داشته باشد، میان خود زوج‌ها هم ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد. لیستی از دلایل این مشکلات شامل خیانت، تفاوت در شخصیت‌ها، طرز زندگی و ارزش‌ها و یا سو تفاهم‌های ساده‌ای باشد که تبدیل به جنگ‌های تمام عیار می‌شوند. اگر شما به خودتان اجازه دهید که در آن موقعیت نا امید شوید، احتمال کمی وجود دارد که سرمایه‌ی روابط عاطفی لازم برای گام‌های لازم جهت ترمیم رابطه را بکار گیرید. مردم حس نا امیدی را از طریق یک سری تحریف شناختی بدست می‌آورند. مثلا اعتقاد به اینکه اگر چیزی در حال حاضر بد است برای همیشه بد خواهد ماند یا اینکه زندگی و روابط عاطفی باید بدون دغدغه باشد و یا عدم تفاهم‌های کوچک نشانی از شکافی پایه‌ای در دیدگاه دو طرف نسبت به صمیمیت است. اگر قبل از اینکه این تحریف‌های شناختی کنترل زندگی‌تان را بدست گیرند به داد خودتان برسید احتمال اینکه روی خوبی‌ها بیشتر از بدی‌ها تمرکز کنید، بالاتر خواهد بود.

منبع:

The 9 Most Common Relationship Mistakes