برچسب: لوب پیشانی

اعتیاد به شوخی کردن

داشتن حس طنز و شوخ طبعی معمولاً یک ویژگی مثبت تلقی می‌شود ولی می‌تواند یک حرکت بی‌اختیار باشد. در برخی از موارد خاص، آسیب مغزی می‌تواند منجر به اعتیاد به شوخی کردن شود. یک وضعیت عصبی نادر وجود دارد که در آن شخص تمایل دارد در موقعیت‌های نامناسب اجتماعی دائم شوخی کند و جوک‌های ناشایست تعریف کند. نام علمی این بیماری witzelsucht (عبارت آلمانی به معنی اعتیاد به شوخی) است و در دوران جدید حداقل در دو نفر دیده شده است.

بیمارانی که به این وضعیت مبتلا هستند متوجه نمی‌شوند که این رفتار غیرطبیعی است و بنابراین در برابر واکنش‌های دیگران بی‌توجه هستند. این اختلال معمولاً در بیمارانی دیده می‌شود که لوب پیشانی آن‌ها آسیب دیده است مخصوصاً اینکه یک تومور یا آسیب در لوب پیشانی چپ آن‌ها وجود داشته باشد. به نظر می‌رسد که نواحی پیشانی مغز مخصوصاً سمت راست مغز نقش مهمی در توانایی تشخیص طنز و فهمیدن شوخی و جوک دارند.

این بیماران نمی‌توانند به خوبی محتوای شوخی را تفسیر کنند ولی اهمیت شوخی کردن را تشخیص می‌دهند. این اشخاص از معانی مختلف واژه‌ها در شوخی‌های‌شان زیاد استفاده می‌کنند، اظهارنظرهای بی‌ربط به بحث کرده یا اینکه به شکل مبالغه‌آمیزی از شوخی‌های فیزیکی بهره می‌گیرند چون اینگونه مزاح کردن‌ها نیازی به هماهنگی کمتری با جملات دارند. به عبارت دیگر لازم نیست که انتهای جوک آن‌ها ربطی به بخش اول آن داشته باشد و نیازی نمی‌بینند که یک ارتباط منطقی برای درک طنز ایجاد کنند.

در یکی از موارد ثبت شده‌ی این بیماری، بیمار که مردی ۶۹ ساله بود نصف شب زنش را از خواب بیدار می‌کرد تا برای او جوک‌هایی را تعریف کند که همان موقع به ذهنش می‌رسیدند. پس از اینکه زنش از این وضعیت شاکی می‌شد او شروع به نوشتن جوک‌ها می‌کرد و طی ده سال حدود ۵۰ صفحه از این جوک‌ها ساخته بود. پس از معرفی این شخص به مراکز تحقیقاتی مشخص شد که وی توانایی تشخیص جوک را دارد ولی نکته‌ی طنز آن‌ها را درک نمی‌کند و به نظرش خنده‌دار  نیستند؛ در عین حال ممکن بود به مسائلی بخندد که اساساً طنز نیستند.

در مورد دوم نیز یک شخص ۵۷ ساله به خاطر مسخره‌بازی بیش از حد از کار اخراج شده بود. او اکثرا با جوک‌های خودش قهقهه می‌زد. این جوک‌ها اکثراً محتوای سیاسی یا جنسی داشتند. در هنگام ملاقات با محققان وی شروع به رقصیدن کرده بود. پس از مرگ این شخص کالبدشکافی او نشان داد که لوب پیشانی مغز او به شدت تحلیل رفته است.

این اشخاص در اثر خندیدن نمردند و دوستان و خانواده‌شان با صبوری با آن‌ها رفتار می‌کردند.

هایپرسکشوالیتی

یک وضعیت نادرتر از اعتیاد به شوخی نیز وجود دارد که هایپرسکشوالیتی گفته می‌شود و در آن شخص تمایل دارد که نظرات جنسی در مکان‌ها و زمان‌های نامناسب بدهد. این نشانه که از مورد قبل هم نادرتر است استفاده‌ی غیرطبیعی بیمار از شوخی‌های جنسی ناجور در زمان‌های نامناسب اجتماعی می‌باشد و معمولاً در بیماران witzelsucht بیشتر دیده می‌شود. این نشانه بیشتر با آسیب آمیگدال ارتباط دارد که می‌توانند در حین یک ضربه ایجاد شود که به لوب پیشانی نیز آسیب بزند.

(بیشتر…)

بیشتر

تأثیر احساسات بر قضاوت اخلاقی انسان

بر خلاف چیزی که تصور می‌شود احساسات تأثیر زیادی در تصمیم‌گیری‌ها و باورهای اخلاقی ما دارند. اگر از ما پرسیده شود که حاضریم به خاطر جلوگیری از صدمه به افراد زیادی در آینده یک نفر را قربانی کنیم معمولاً جوابمان منفی است یا در مخمصه قرار می‌گیریم یا حداقل حاضر نمی‌شویم خودمان این کار را انجام دهیم. اما در تحقیقی بر روی افرادی که قشر جلویی مغزشان (لوب پیشانی) آسیب دیده بود مشخص شد که این افراد در تصمیم‌گیری‌های‌شان ترجیح می‌دهند که یک نفر را قربانی کنند تا جان افراد زیادی را نجات دهند. این افراد به دلیل آسیب مغزی توانایی همدردی و دلسوزی کردن برای افراد دیگر را نداشتند. این نشان از تأثیر عمیق احساسات انسانی بر تصمیم‌گیری و قضاوت اخلاقی دارد. (بیشتر…)

بیشتر