برچسب: پرخاشگری

بسیاری از تفاوت‌های دخترها و پسرها ذاتی نیستند

دخترها و پسرها آنقدرها هم که ما فکر می‌کنیم متفاوت نیستند. برای سالیان دراز محققان و روانشناسان گمان می‌کردند که دخترها و پسرها به صورت ساختاری و ذاتی با هم تفاوت دارند، مغزشان با هم فرق می‌کند، رشد و پروش دوران کودکی‌شان متفاوت است و درکی که از فضای اطراف‌شان دارند یکسان نیست. پدر و مادران نیز عمدتاً بر این باور هستند که طبیعت پسران و دختران با هم فرق دارد و یک نیروی اساسی آن‌ها را از هم جدا می‌کند.

با پیشرفت دانش، یافته‌های جدید نشان داده‌اند که بسیاری از این تفاوت‌ها را والدین در فرزندان‌شان بوجود می‌آورند. این تفاوت‌ها با رفتاری که با فرزندان می‌شود و در نتیجه ایجاد تجربیات متفاوت در آن‌ها ایجاد می‌ شوند. از آنجاییکه زندگی اثرات مهمی در ساختار اساسی مغز می‌گذارد، تجربیات مختلف، تفاوت‌های جنسیتی مختلفی در مغز افراد ایجاد می‌کند و این تفاوت‌ها ذاتی و طبیعی نیستند. بعنوان مثال توانایی درک احساسات عمیق یا پرخاشگری قابلیت‌هایی هستند که ما به جنسیت‌های مختلف فرزندان‌مان می‌دهیم، حرف‌هایی از این دست شاید برای‌تان آشنا باشد:

  • دخترم نمی‌تواند به خوبی پسر کوچکم بدود.
  • پسرم خیلی پرخاشگر است و دخترم در مقایسه با او مثل یک فرشته است.
  • از آنجاییکه پسرم احساسات زیادی را بروز نمی‌دهد پس به  اندازه دخترم احساساتی نیست. دخترم اشک‌ش دم مشک‌ش است.

والدین به صورت آگاهانه و از روی عمد این تفاوت‌ها را در بچه‌ها ایجاد نمی‌کنند بلکه میراث‌دار تفکرات قدیمی هستند. آن‌ها فکر می‌کنند پسرها ورزشکار و رقابت‌دوست هستند درحالیکه دخترها بیشتر اجتماعی و احساساتی هستند. تحقیقات نشان داده‌اند که هورمون‌ها تأثیری بر روی قوه‌ی تفکر و تصمیم‌گیری و کنترل احساسات‌مان ندارند. درحالیکه تستوسترون قبل از تولد اثر چشمگیری بر روی نقش فرد و احتمالاً جهت‌گیری جنسیتی او دارد هورمون‌های جنسیتی که در بلوغ زیاد می‌شوند و در افراد بالغ، زیاد باقی می‌مانند اثرات ناچیزی بر روی تفکر ما دارند.

بسیاری از تفاوت‌های دخترها و پسرها ذاتی نیست

علم توانسته است تفاوت‌هایی را نیز در بین جنسیت‌های مختلف کودکان نشان دهد. بعنوان مثال نشان داده شده است دختران بهتر و راحت‌تر از بیشتر پسرها می‌نویسند و پسرها توانایی جهت‌یابی فضایی بهتری دارند (مثلاً در خواندن نقشه).

(بیشتر…)

بیشتر

در هنگام اعتصاب غذا چه اتفاقی برای بدن می‌افتد؟

اعتصاب غذا به طور معمول در اعتراض به وضعیت موجود و غالباً در زندان‌ها رخ می‌دهد. یک تیم ۴۰ نفره‌ی پزشکی بر روی تغییرات بدن در هنگام اعتصاب غذا مطالعه کرده‌اند. در هنگام اعتصاب غذا چه اتفاقی برای بدن رخ داده و متخصصان پزشکی برای مقابله با آن چه کاری انجام می‌دهند؟

افرادی که در ابتدای اعتصاب غذا از سلامت جسمانی خوبی برخوردارند با شروع آن، طی ۶ تا ۸ هفته‌ی اول، با خطر مرگ کمی مواجه هستند ولی کسانی که در ابتدا سوء تغذیه دارند ممکن است طی سه هفته بمیرند.

اگر شخص از نوشیدن مایعات نیز سرباز زند نابودی بدنش بسیار سریع اتفاق می‌افتد و احتمال مرگش بین ۷ تا ۱۴ روز زیاد است، مخصوصاً در ماه‌های گرم سال.

درد گرسنگی دائمی نیست. در شروع اعتصاب غذا، درد گرسنگی معمولاً بعد از دو یا سه روز از بین می‌رود. پس از سه روز بدن شروع به استفاده از پروتئین ماهیچه‌ها می‌کند تا گلوکز و قند مورد نیاز سوخت و ساز سلول‌ها را تأمین نماید. مقدار الکترولیت‌های مهم مانند پتاسیوم به سطح خطرناکی می‌رسد و بدن چربی و ماهیچه‌های خود را نیز از دست می‌دهد.

پس از دو هفته افرادی که اعتصاب غذا کرده‌اند ممکن است ایستادن برای‌شان سخت باشد؛ همچنین ممکن است دچار سرگیجه و بی‌حالی شدید شده و هماهنگی حرکات‌شان کم شود، ضربان قلب‌شان پایین بیاید و احساس سرما کنند.

مقدار کم ویتامین B1 پس از ۲ یا ۳ هفته به یک خطر جدی تبدیل شده و می‌تواند منجر به مشکلات عصبی شامل ضعف تشخیص، کاهش بینایی و ناتوانی در حرکت شود.

پس از یک ماه گرسنگی کشیدن یا زمانیکه بیش از ۱۸ درصد وزن بدن کاهش می‌یابد مشکلات شدید و دائمی پزشکی بوجود می‌آید. ممکن است نوشیدن آب بسیار سخت شده، حس شنوایی و بینایی از کار افتاده، نفس کشیدن دشوار شده و اعضای داخلی بدن از کار بیفتند.

اعتصاب غذای بالای ۴۵ روز به احتمال زیاد به دلیل مشکلات قلبی یا عفونت شدید به مرگ می‌انجامد.

بعلاوه‌ی آسیب‌های جسمی که در اثر اعتصاب غذا ایجاد می‌شوند، تغییرات روانی نیز باعث رفتارهای تکانشی و پرخاشگرانه می‌شوند. این رفتار پرخاشگرانه باعث می‌شود احتمال اینکه شخص تا زمان مرگ به اعتصاب ادامه دهد بالا برود.

حتی پس از پایان اعتصاب غذا، خوردن غذا و مایعات می‌تواند خطرات جدی به همراه داشته باشد چون تغییرات سوخت و ساز بدن در حین اعتصاب، می‌توانند خیلی عمیق باشند. در این وضعیت مایعات و مواد غذایی باید با دقت و کنترل زیادی وارد بدن شخص شوند.

(بیشتر…)

بیشتر