برچسب: کودکان

بسیاری از تفاوت‌های دخترها و پسرها ذاتی نیستند

دخترها و پسرها آنقدرها هم که ما فکر می‌کنیم متفاوت نیستند. برای سالیان دراز محققان و روانشناسان گمان می‌کردند که دخترها و پسرها به صورت ساختاری و ذاتی با هم تفاوت دارند، مغزشان با هم فرق می‌کند، رشد و پروش دوران کودکی‌شان متفاوت است و درکی که از فضای اطراف‌شان دارند یکسان نیست. پدر و مادران نیز عمدتاً بر این باور هستند که طبیعت پسران و دختران با هم فرق دارد و یک نیروی اساسی آن‌ها را از هم جدا می‌کند.

با پیشرفت دانش، یافته‌های جدید نشان داده‌اند که بسیاری از این تفاوت‌ها را والدین در فرزندان‌شان بوجود می‌آورند. این تفاوت‌ها با رفتاری که با فرزندان می‌شود و در نتیجه ایجاد تجربیات متفاوت در آن‌ها ایجاد می‌ شوند. از آنجاییکه زندگی اثرات مهمی در ساختار اساسی مغز می‌گذارد، تجربیات مختلف، تفاوت‌های جنسیتی مختلفی در مغز افراد ایجاد می‌کند و این تفاوت‌ها ذاتی و طبیعی نیستند. بعنوان مثال توانایی درک احساسات عمیق یا پرخاشگری قابلیت‌هایی هستند که ما به جنسیت‌های مختلف فرزندان‌مان می‌دهیم، حرف‌هایی از این دست شاید برای‌تان آشنا باشد:

  • دخترم نمی‌تواند به خوبی پسر کوچکم بدود.
  • پسرم خیلی پرخاشگر است و دخترم در مقایسه با او مثل یک فرشته است.
  • از آنجاییکه پسرم احساسات زیادی را بروز نمی‌دهد پس به  اندازه دخترم احساساتی نیست. دخترم اشک‌ش دم مشک‌ش است.

والدین به صورت آگاهانه و از روی عمد این تفاوت‌ها را در بچه‌ها ایجاد نمی‌کنند بلکه میراث‌دار تفکرات قدیمی هستند. آن‌ها فکر می‌کنند پسرها ورزشکار و رقابت‌دوست هستند درحالیکه دخترها بیشتر اجتماعی و احساساتی هستند. تحقیقات نشان داده‌اند که هورمون‌ها تأثیری بر روی قوه‌ی تفکر و تصمیم‌گیری و کنترل احساسات‌مان ندارند. درحالیکه تستوسترون قبل از تولد اثر چشمگیری بر روی نقش فرد و احتمالاً جهت‌گیری جنسیتی او دارد هورمون‌های جنسیتی که در بلوغ زیاد می‌شوند و در افراد بالغ، زیاد باقی می‌مانند اثرات ناچیزی بر روی تفکر ما دارند.

بسیاری از تفاوت‌های دخترها و پسرها ذاتی نیست

علم توانسته است تفاوت‌هایی را نیز در بین جنسیت‌های مختلف کودکان نشان دهد. بعنوان مثال نشان داده شده است دختران بهتر و راحت‌تر از بیشتر پسرها می‌نویسند و پسرها توانایی جهت‌یابی فضایی بهتری دارند (مثلاً در خواندن نقشه).

(بیشتر…)

بیشتر

فرزندانی که از مادران مسن‌تر متولد می‌شوند توانایی‌های تفکری بالاتری دارند

فرزندانی که از مادران مسن‌تر متولد می‌شوند توانایی‌های تفکری بالاتری دارند در حالیکه ۴۰ تا ۵۰ سال پیش خلاف این مطلب صادق بوده است. امروزه زنان در سن بالاتری اولین فررزند خود را به دنیا می آورند و بطور متوسط فرزندان اول نتایج بهتری در آزمون‌های شناختی که توانای‌های تفکر را اندازه‌گیری می‌کنند بدست می‌آورند. شاید دلیلش این باشد که نسبت به بچه‌های بعدی توجه بیشتری از پدرو مادر خود دریافت می‌کنند.

آلیس گویسیس نویسنده این پژوهش می‌گوید «توانایی شناختی به نوبه خود بسیار اهمیت دارد، ولی اهمیت مضاعف آن در این است که معیاری برای پیش بینی موفقیت فرد در زمینه‌های تحصیلی، کاری و سلامت در آینده می باشد.»

 در گذشته مادران مسن‌تر فرزند سوم یا چهارم خود را به دنیا می‌آوردند که از نظر انرژی و منابع آن‌ها را تحت فشار قرار می‌داده است.

امروزه مادران مسن‌تر نسبت به جوان‌ترها برتری‌هایی دارند. آنها اغلب تحصیلکرده‌تر هستند و احتمال اینکه شغل مناسبی داشته باشند بالاتر و شانس سیگاری بودن‌شان کمتراست که بر رشد جنین تاثیر منفی دارد.

در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۰ فرزندان  ۱۰ تا ۱۱ ساله  از مادران ۲۵ تا ۲۹ ساله در مقایسه با مادران ۳۵ تا ۳۹ ساله امتیاز بالاتری  در آزمون شناختی کسب کردند درحالیکه این نتایج در سال ۲۰۰۱  برعکس شده است.

(بیشتر…)

بیشتر

بدن انسان چه مقدار خون می‌تواند از دست بدهد؟

بدن انسان قادر نیست بدون خون به فعالیت‌های خود ادامه دهد. بیشتر اوقات وقتی ما مقداری خون از دست می‌دهیم بدن می‌تواند با آن کنار بیاید و آن را جبران کند ولی از دست دادن مقدار زیاد می‌تواند کشنده باشد. اما اینکه از دست دادن چه مقدار خون برای انسان خطرناک است را در ادامه بررسی می‌کنیم.

بدن انسان چه مقدار خون دارد؟

بدن یک انسان بالغ دارای ۴٫۵ تا ۵٫۵ لیتر خون است. اگر هیچ خونی در بدن انسان نباشد وزن آن ۸ تا ۱۰ درصد کمتر می‌شود. به عنوان مثال در یک انسان ۵۴ کیلویی وزن خون به ۴٫۴ تا ۵٫۴ کیلوگرم می‌رسد.

در سن ۵ یا ۶ سالگی کودکان به اندازه‌ی بزرگسالان خون دارند ولی چون کوچک‌تر بوده و استخوان‌ها، ماهیچه‌ها و دیگر اعضای آن‌ها کوچک هستند خون آن‌ها درصد زیادی از وزن بدن آن‌ها را تشکیل می‌دهد.

نوزادان تازه بدنیا آمده دارای خون بسیار کمی هستند. آن‌ها دارای حدود ۰٫۲ لیتر خون هستند که در عمل خیلی ناچیز است.

از دست دادن چه مقدار خون باعث مرگ می‌شود؟

زمانیکه یک شریان اصلی قطع می‌شود خون بیشتری از دست می‌رود. بر اساس دسته‌بندی‌های علمی از دست دادن خون بدن به چهار مرحله تفکیک شده است.

دسته‌ی اول

این مرحله کمترین شدت را دارد و مربوط به حالتی است که کمتر از ۱۵ درصد حجمی کل خون بدن از دست برود. زمانیکه یک نفر خون می‌دهد حدود ۸ تا ۱۰ درصد خون بدن خود را اهدا می‌کند. عموماً در این مرحله هیچ نشانه‌ای از کاهش خون بدن مشاهده نمی‌شود هرچند که ممکن است اندکی احساس گیجی به انسان دست بدهد.

دسته‌ی دوم

در این دسته شخص بین ۱۵ تا ۳۰ درصد حجمی خون بدن خود را از دست می‌دهد. در این مرحله نشانه‌های از دست رفتن خون شروع می‌شوند. بدن تلاش می‌کند که مشکل کمبود اکسیژن را جبران کند و ضربان قلب را افزایش می‌دهد تا اکسیژن بیشتری به بافت‌ها برساند. در اینجا شخص احساس ضعف کرده و رنگ پریده می‌شود و دمای سطح بدنش پایین می‌آید.

دسته‌ی سوم

در این دسته شخص حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد کل حجم خون بدن خود را از دست می‌دهد. این مقدار خون اگر جبران نشود شخص می‌میرد و برای زنده ماندن باید خون جدید به بدن تزریق شود. در این مرحله ضربان قلب همچنان بالا مانده ولی فشار خون افت می‌کند. رگ‌های کوچک‌تر کشیده می‌شوند تا جریان خون در مرکز بدن حفظ شود.

دسته‌ی چهارم

دسته‌ی نهایی زمانی است که شخص بیش از ۴۰ درصد از خون خود را از دست بدهد. این مرحله نیازمند کمک‌های سریع و حیات‌بخش می‌باشد وگرنه احتمال مرگ بسیار زیاد است. قلب در این مرحله توانایی حفظ فشار و جریان خون را ندارد و اعضا از کار می‌افتند و بدن وارد حالت اغمای قبل از مرگ می‌شود.

(بیشتر…)

بیشتر

کودکان فقیر بخشنده‌تر از کودکان ثروتمند هستند

در یک تحقیق که بر روی بخشندگی و فداکاری کودکان چهارساله انجام شد مشخص شد که کودکان فقیر در خانواده‌هایی که وضع مالی بدتری داشتند جوایزشان را بیشتر و راحت‌تر از کودکان خانواده‌های پول‌دارتر می‌بخشیدند.
محققان دانشگاه کالیفرنیا آزمایشی را بر روی ۷۴ کودک در سن چهار سالگی انجام دادند. در این آزمایش کودکان جوایزی دریافت می‌کردند که می‌توانستند آن‌ها را با هم معاوضه کنند. در پایان هر مرحله به آن‌ها گفته می‌شد که می‌توانند بعضی یا همه‌ی جوایزشان را به کودکان بیماری بدهند که توانایی شرکت در این آزمایش را نداشته‌اند.
اهدای جوایز به صورتی صورت می‌گرفت که محرمانه بماند بدین معنی که بچه‌ها بخشندگی ذاتی خود را نشان می‌دادند بدون اینکه آن را به دیگران نشان دهند. نتایج نشان داد که کودکان خانواده‌های فقیرتر بیشترین بخشش هدایا را داشتند.
به نظر می‌رسد که تمایل خانواده‌های مرفه برای حفظ اموال خود به گونه‌ای حساسیت اجتماعی فرزندان آن‌ها را کاهش می‌دهد.

(بیشتر…)

بیشتر

فکت شیت چاقی و اضافه وزن

چاقی و اضافه وزن به یکی از بزرگ‌ترین مسائل عصر ما خصوصاً در کشورهای پیشرفته تبدیل شده است. در ادامه فکت‌هایی را در مورد این معضل مطرح می‌کنیم.

فکت‌های کلیدی چاقی و اضافه وزن

  • چاقی از سال ۱۹۸۰ در جهان دوبرابر شده است.
  • در سال ۲۰۱۴، بیش از ۱٫۹ میلیارد نفر بزرگسال، ۱۸ سال و بیشتر اضافه وزن داشتند و از بین این‌ها ۶۰۰ میلیون نفر چاق بودند.
  • ۳۹% از بزرگسالان ۱۸ سال و بالاتر در سال ۲۰۱۴ اضافه وزن داشتند و ۱۳% آن‌ها چاق بودند.
  • بیشتر جمعیت جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که اضافه وزن و چاقی تلفات بیشتری نسبت به لاغری می‌دهد.
  •  در سال ۲۰۱۳ حدود ۴۲ میلیون کودک زیر ۵ سال اضافه وزن داشته یا چاق بودند.
  • چاقی قابل پیش‌گیری است.

تعریف چاقی و اضافه وزن چیست؟

اضافه وزن و چاقی به عنوان تجمع چربی اضافی و غیرعادی تعریف می‌شود که ممکن است سلامتی را تهدید کند. شاخص توده‌ی بدنی (BMI) یک شاخص ساده‌ی وزن-به-قد است که معمولاً برای دسته‌بندی اضافه وزن و چاقی در بزرگسالان استفاده می‌شود. این شاخص به صورت وزن شخص بر حسب کیلوگرم تقسیم بر قد بر حسب متر به توان ۲ می‌باشد. تعریف اضافه وزن و چاقی به صورت زیر است:

  • اگر شاخص توده‌ی بدنی شما بزرگ‌تر یا مساوی ۲۵ باشد اضافه وزن دارید.
  • اگر شاخص توده‌ی بدنی شما بزرگ‌تر یا مساوی ۳۰ باشد شما چاق هستید.

عوارض چاقی و اضافه وزن

افزایش شاخص توده‌ی بدن عوارضی برای سلامتی بهمراه خواهد داشت که عبارتند از:

  • بیماری‌های قلبی و سکته که دلیل اصلی مرگ در سال ۲۰۱۲ بود؛
  • دیابت؛
  • فشار زیاد به ماهیچه‌ها و مفاصله و بیماری‌های مربوط به آن‌ها
  • برخی سرطان‌ها (تخمدان، سینه و روده‌ی بزرگ)

با افزایش وزن، خطر این بیماری‌ها افزایش می‌یابد.

پیشگیری از چاقی و اضافه وزن

  • افراد برای جلوگیری از چاقی و اضافه وزن می‌توانند موارد زیر را رعایت کنند:
  • دریافت کمتر انرژی با مصرف کمتر غذاهای چرب و شیرین
  • افزایش مصرف سبزی، میوه، غلات، حبوبات و مغزها
  • فعالیت فیزیکی منظم (۶۰ دقیقه در روز برای کودکان و ۱۵۰ دقیقه در هفته برای بزرگسالان) (بیشتر…)
بیشتر

کودکان از چه سنی دروغ می گویند؟

کودکان دروغ گفتن را از سن ۲ سالگی شروع می‌کنند. اولین دروغ‌هایی که کودکان یاد می‌گیرند انکار کارهای اشتباهی است که انجام می‌دهند. همچنین در سن ۳ سالگی گفتن دروغ‌های مصلحت‌آمیز یا دروغ‌های سفید را یاد می‌گیرند. اینگونه دروغ‌ها در واقع برای کمک به دیگران و مودب بودن گفته می‌شوند. بررسی‌ها نشان می‌دهند که اگر کودک انگیزه و مشوقی برای گفتن واقعیت نداشته باشد معمولاً دروغ می‌گوید حتی اگر تهدید به تنبیه شود. (بیشتر…)

بیشتر

چرا ما تمایل به گاز گرفتن بچه ها و چلاندن چیزهای بامزه داریم؟

حتما برای شما هم پیش آمده است که در هنگام دیدن بچه‌ها دوست دارید لپ آن‌ها را گاز بگیرید یا بکشید یا بچه‌ها را فشار دهید. این واکنش فقط مربوط به بچه‌ها نیست و در هنگام برخورد با موجودات یا حتی وسایل بامزه نیز رخ می‌دهد. این واکنش که اصطلاح علمی آن cute aggression است در واقع واکنش مغز برای تخلیه‌ی احساسات شدید می‌باشد و یک احساس طبیعی بوده و حتی شاید ضروری باشد. این واکنش در واقع تلاش مغز برای نظم دادن به واکنش‌های احساسی و مصرف انرژی کمتر است. به گفته‌ی محققین این احساس در افراد نرمال به خشونت منتهی نمی‌شود چون ریشه در عواطف مثبت انسان دارد. (بیشتر…)

بیشتر